معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

389

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

ششم - شهادت حق تعالى چنان كه فرمود « كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ » . و در اين شهادت دلالت است بر طهارت آن حضرت به چهار وجه . اول - آنكه ذكر سوء معرف بلام آورد تا هر چه بدى باشد در تحت آن داخل گشته از آن حضرت مصروف بود . دويم - فحشاء را نيز معرف بلام آورد هم از براى تأكيد تا متناول تمامى فحشاء بود . سيّم - فرمود « إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا » و اين اضافه از براى تشريف است چنان كه فرمود « وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً » . چهارم - توصيف فرمود « بمخلصين » بعضى بكسر لام خوانده‌اند بر ارادهء « 1 » اسم فاعل ، معنى چنان شود كه هر طاعت و عبادت كه بجناب قدس آورده است مقرون باخلاص بوده . و بعضى بفتح لام باسم مفعول خوانده‌اند بدان معنى كه اللّه تعالى مر او را مستخلص ساخته و به اصطفا از براى حضرت خود برگزيده ، و بر هر دو وجه دلالت مىكند بر تنزيه وى از آنچه به آن حضرت نسبت مىكند . هفتم - ابليس نيز اقرار كرده است به طهارت وى . و بيان آن چنان است كه سوگند ياد كرده بود « فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » اظهار آن نمود كه بندگان مخلص از اغواى وى منزه‌اند و چون يوسف از جمله مخلصان ما است بنصّ كلام الهى جلّ ذكره مقرر شد كه وى از اضلال و اغواى شيطان مصون و محفوظ است . پس ثابت شد به اين دلايل كه ذمهء حضرت صديق برىّ بوده است از آنچه جهال به آن حضرت منسوب داشته‌اند .

--> ( 1 ) - د : يعنى بكسر لام خوانده بر ايراد اسم فاعل .